محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
251
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
اسباب ناتوان نيست . خداوند در اين باره مىفرمايد : « و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد ؛ آنگاه كه دشمن يكديگر بوديد ، پس ميان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شديد . » « 1 » و نيز مىفرمايد « دين را برپا داريد و در آن تفرقهاندازى مكنيد . بر مشركان آنچه كه ايشان را به سوى آن فرامىخوانى گران مىآيد . خدا هركه را بخواهد به سوى خود برمىگزيند و هر كه را كه از در توبه درآيد به سوى خود راه مىنمايد . » « 2 » ( و لا يؤمنون بغيب ) به وحى ايمان ندارند . گفته شده كه غيب شامل هر چيزى مىشود كه با غير حواس پنجگانه بهدست مىآيد . ( و لا يعفّون عن عيب ) از كينه و تفرقه و . . . پرهيز ندارند . « يعفّون » از ريشه « عفاف » به معناى دست كشيدن و پرهيز كردن است . ( يعملون في الشّبهات ) منطقه بين حرام آشكار و حلال آشكار را شبهه گويند . قبلا در اين باره سخن به ميان رفت . « 3 » ( و يسيرون في الشّهوات ) شهوات ، انسانها را به هلاكت مىاندازد . ( المعروف فيهم ما عرفوا و المنكر عندهم ما أنكروا ) آنان تنها خود را برحق مىدانند و همه مخالفان خويش را بر باطل و گمراهى مىشمارند . ( مفزعهم في المعضلات إلى أنفسهم و تعويلهم في المبهمات على آرائهم ) آراء و نظراتشان را تنها
--> ( 1 ) . وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً آل عمران / 3 : 103 . ( 2 ) . أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ شورى / 42 : 13 . ( 3 ) . نك : خطبه : 85 .